close
متخصص ارتودنسی

آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند/ آيا بود گوشه ي چشمي به ما كنند...؟ باهم بخنديم به هم نخنديم
Coded-->

شرام
باهم بخنديم به هم نخنديم


تبلیغات
نظر سنجی
نظر سنجي در سايت










نظر شما ددر مورد سايت



لینک های مفید
سایر امکانات


وب سايت ختم قرآن مجيد

سه رچه مه

برنامه گلها

کد متحرک کردن عنوان وب

آپلود عکس

وبلا

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

نیت کنید و اشاره فرمایید

www.dastanak.ir www.shereno.com

ایران اسکین

Online Useriv>

TEXT جزیره قشم

امارگیر حرفه ای سایت



قدرت گرفته از: رزبلاگ
طراحی و سئو از: سئو قالب
استاد محمد حسين كيمنه اي

شرام

باقرار دادن كد لوگو ي ما در وبلاگ يا سايت خود مارا به دوستان خود بيفزائيد
اخبار هنري سايت شرام

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

طبقه بندی: باهم بخنديم به هم نخنديم ,
[ پنجشنبه 05 مرداد 1391 ] [ 5:7 ] [ فريد عباسي ]

یارو ماهواره می خره زنش میگه پولشو از کجا اوردی؟یارو میگه تلویزیونو فروختم

 

 

 

 

 

یک روز به یه خنگول می گن پیراهن سیاهت را بپوش باید بریم قبرستان بابات مرده.
طرف می گه نه من می دونم. یک چیزی شده شماها نمی خواهید به من بگید

 

 

 

 

 

برق خونه ... هر سه دقیقه یکبار قطع میشد
تحقیق کردن دیدند از چراغ راهنما برق کشیده!!!

 

 

 

 

 

زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!

 

 

 

در نظرسنجی از مردم دنیا خواستند راجع به کمبود غذا در سایر کشورها نظر بدن.کسی جوابی نداد. مردم آفریقا نمی دونستن غذا چیه. مردم آسیا نمی دونستن نظر چیه. مردم اروپا نمی دونستن کمبور چیه. مردم امریکا نمی دونستن سایر کشورها چیه.

 

 

 

 

غضنفر یک چک میبره بانک. بانکیه میگه چک سیباست؟ میگه نه چک گردوهای پارساله!

 

 

 



بازدید (38)
اخبار هنري سايت اخبار هنري سايت شرام

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

طبقه بندی: باهم بخنديم به هم نخنديم ,
[ چهارشنبه 04 مرداد 1391 ] [ 15:4 ] [ فريد عباسي ]

به یکی مي گن نظرت راجع به خدا چيه؟ مي گه: خيلي باحاله خيلي با معرفته خيلي مشتيه خيلي با مرامه انشاءالله ابولفضل نگه دارش باشه!

یکی زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود!

فلان نامزد ریاست جمهوری در پی حمایت خود از جبهه زنان اعلام کرد در صورت برنده شدن در انتخابات, مدت بارداری را از 9 ماه به 5 ماه کاهش خواهد داد!

طرف داشته راديو پيام گوش ميداده،گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته است.....
طرف ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هى قسم ميخورى!

 

  



بازدید (43)
اخبار هنري سايت اخبار هنري سايت شرام

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

طبقه بندی: باهم بخنديم به هم نخنديم ,
[ چهارشنبه 04 مرداد 1391 ] [ 4:37 ] [ فريد عباسي ]

پادشاهى خادمى داشت كه سال‏ها در وفادارى و حق‏شناسى خدمت سلطان كرده بود. روزى شاه او را پيش خواهد و گفت: هر حاجتى دارى، از ما بخواه. خادم گفت: روزى كه بار عام سلطان است و تمام بزرگان و جمله خلق حاضرند مى‏خواهم كه سلطان مرا پيش خود فراخواند و چيزى در گوشم گويد حتى اگر آن كلام يك دشنام باشد تا جمله خلق بدانند كه من رازدار و انيس آن حضرتم.



به اويس قرنى گفتند: مردى سى‏سال است گورى براى خويش كنده و كفنى بر آن گسترده و شب و روز گريان و نالان بر سر قبر خود نشسته و خوف از عاقبت امانش نمى‏دهد. اويس آن مرد را طلب كرد، مردى ديد زار و نزار كه از لاغرى همچون هلال گشته و چون ميّتى در كفن بر مزار خود نشسته، اويس او را گفت: اين گور و كفن بتهاى تو هستند كه مى‏پرستى. چون مرد اين سخن بشنيد نعره‏اى زد و مرده در گور افتاد.



عربى را گفتند: تو پير شده‏اى و عمر تباه كرده‏اى، توبه كن و به حج رو، گفت: پول سفر حج ندارم، گفتند: خانه‏ات را بفروش و هزينه سفر كن، گفت: چون بازگشتم كجا نشينم؟ و اگر بازنگردم و مجاور كعبه بمانم خدايم نمى‏گويد چرا خانه خود بفروختى و در خانه من منزل گزيدى؟



يكى از صالحان روزى بيرون رفت و در آستين كيسه‏اى زر داشت. چون آن را طلبيد، كسى ببرده بود. گفت: خداى عزّوجل براى او در آن بركت كناد! شايد او بدان محتاجتر از من بود.



از سلمان فارسى نقل است كه روزى رسول اكرم(ص) در مسجد نشسته بود. ناگاه كنيزكى حبشى به مسجد درآمد و رداى مصطفى را گرفت و گفت: گره از كار بسته من بگشا. پيامبر به پا خاست و در پى كنيزك روان شد تا به سراى گندم‏فروشى رسيدند. كنيزك گفت: پشم اندكى رشته‏ام، اين را به گندم‏فروش ده و بهاى آن را از بهر من گندم بستان. پيامبر(ص) چنين كرد و كيسه گندم را نيز به دوش كشيد و تا خانه كنيزك حمل كرد. آنگاه به مسجد بازگشت و از درگاه خداوند تعالى طلب بخشايش از تقصير در خدمت نمود.


شخصى با معبرى گفت: در خواب ديدم كه از پشكل شتر بورانى مى‏سازم، تعبير آن چه باشد؟ معبر گفت: دو دينار ده تا تعبير آن بگويم. گفت: اگر دو دينار داشتمى خود به بادنجان دادمى و بورانى ساختمى تا از پشكل شتر، نبايستمى ساخت.

بازدید (44)
اخبار هنري سايت اخبار هنري سايت شرام

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

طبقه بندی: باهم بخنديم به هم نخنديم ,
[ چهارشنبه 04 مرداد 1391 ] [ 4:30 ] [ فريد عباسي ]

تبلیغات
ورود
آخرين مطالب
سخني با دوستان

دوستان عزيز و بازديد كننده گان گرامي ميخواهم رمان تاريخي شرام را به شما معرفي كنم اميدوارم از خواندن ان لذت ببريد و نظرات خوبتان را برايم بگذاريد/من اين رمان را تقديم به تمامي تاريخ دوستان ايران و كردستان و علاقمندان به ادبيات تاريخي ايران و جهان مي كنم اميدوارم بتوانم سهم كوچكي از خدمت به تاريخ ايران و كردستان عزيز را داشته باشم

خبرنامه
با ثبت نام در خبرنامه آخرین مطالب و اتفاقات شرام را در ایمیل خود داشته باشید...
جهت ثبت نام در خبر نامه آدرس ایمیل خود را در کادر زیر بنویسید!
آمار سایت
بازديدهای امروز : 33 بازدید
بازديدهای ديروز : 2 بازدید
بازديدهای این هفته : 52 بازدید
بازدید این ماه : 138 بازدید
بازدید سال : 138 بازدید
كل بازديدها : 24,691 بازدید
كل کاربران : 3 عدد
كل مطالب : 184 عدد
كل نظرات : 24 عدد
امروز : شنبه 29 دی 1397