close
متخصص ارتودنسی
يك روز باراني

شرام
یک روز بارانی صدایی گرفته و آرام از پشت تلفن به من آدرسی داد که برای خرید باغی آنجا بروم . ماشینم را بدون اینکه چک کنم راه افتادم به ابتدای باغ رسیدم . هوا بارانی و مه آلود بود و چشمم جاده را به خوبی نمید ید تنها سایه ی درختان و جلو ماشین را می دیدم . ناگهان سایه ای جلو ی ماشینم سبز شد هرچه پا روی ترمز گذاشتم نتوانستم ماشین را کنترل کنم و به شدت با سیاهی برخورد کردم . سرعت ماشینم زیاد بود و تا به خود آمدم دیدم که نعش رنگ پریده ی پیر مردی روی دستم مانده است . او را روی دستانم گذاشتم و می دویدم و…
           


    
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
تبلیغات
نظر سنجی
نظر سنجي در سايت










نظر شما ددر مورد سايت



لینک های مفید
سایر امکانات


وب سايت ختم قرآن مجيد

سه رچه مه

برنامه گلها

کد متحرک کردن عنوان وب

آپلود عکس

وبلا

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

نیت کنید و اشاره فرمایید

www.dastanak.ir www.shereno.com

ایران اسکین

Online Useriv>

TEXT جزیره قشم

امارگیر حرفه ای سایت



قدرت گرفته از: رزبلاگ
طراحی و سئو از: سئو قالب
يك روز باراني

یک روز بارانی

صدایی گرفته و آرام از پشت تلفن به من آدرسی داد که برای خرید باغی آنجا بروم . ماشینم را بدون اینکه چک کنم راه افتادم به ابتدای باغ رسیدم . هوا بارانی و مه آلود بود و چشمم جاده را به خوبی نمید ید تنها سایه ی درختان و جلو ماشین را می دیدم . ناگهان سایه ای جلو ی ماشینم سبز شد هرچه پا روی ترمز گذاشتم نتوانستم ماشین را کنترل کنم و به شدت با سیاهی برخورد کردم . سرعت ماشینم زیاد بود و تا به خود آمدم دیدم که نعش رنگ پریده ی پیر مردی روی دستم مانده است . او را روی دستانم گذاشتم و می دویدم و فریاد کمک می زدم اما کسی آنجا نبود ماشین از روی مرد بیچاره گذشته بود و هر دو پایش له شده بودند. من دست پاچه به هر سو می دویدم تا کمکی پیدا کنم ناگهان به یادم آمد که خودم ماشین دارم نفس راحتی کشیدم و اورا سوار کردم و به درمانگاه رساندم ....! از آن موقع تا اکنون سالها می گذرد و دیگر هیچ وقت برای خرید باغ کسی به من زنگ نزد...!

نویسنده : فريد عباسي



بازدید (39)

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

طبقه بندی: داستان كوتاه ,
مطالب مرتبط:
داستان كوتاه / آن روز ....! / فريد عباسي
[ دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 12:14 ] [ فريد عباسي ]
نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تعداد کل صفحات :

تبلیغات
ورود
آخرين مطالب
سخني با دوستان

دوستان عزيز و بازديد كننده گان گرامي ميخواهم رمان تاريخي شرام را به شما معرفي كنم اميدوارم از خواندن ان لذت ببريد و نظرات خوبتان را برايم بگذاريد/من اين رمان را تقديم به تمامي تاريخ دوستان ايران و كردستان و علاقمندان به ادبيات تاريخي ايران و جهان مي كنم اميدوارم بتوانم سهم كوچكي از خدمت به تاريخ ايران و كردستان عزيز را داشته باشم

آمار سایت
بازديدهای امروز : 40 بازدید
بازديدهای ديروز : 5 بازدید
بازديدهای این هفته : 58 بازدید
بازدید این ماه : 78 بازدید
بازدید سال : 769 بازدید
كل بازديدها : 24,494 بازدید
كل کاربران : 3 عدد
كل مطالب : 184 عدد
كل نظرات : 24 عدد
امروز : جمعه 23 آذر 1397